• امروز : چهارشنبه - ۵ مهر - ۱۴۰۲
  • برابر با : Wednesday - 27 September - 2023
1

مادر پویا بختیاری: گفتم که پ …

  • کد خبر : 12810
  • 26 اردیبهشت 1399 - 15:50
مادر پویا بختیاری: 

گفتم که پ …

    مادر پویا بختیاری: گفتم که پسرم من حاضرم بریم. دستمو انداختم دور دست پسرم حلقه کردم. با هم رفتیم بیرون. دست تو دست هم… …گاز اشک آور باعث شد من و پسرم توی اون شلوغی دستمون از همدیگه رها بشه… …ناگهان دیدم سیل جمعیت از طرف پل بلوار، به سمت پایین سرازیر شدند. […]

 

 

مادر پویا بختیاری:

گفتم که پسرم من حاضرم بریم. دستمو انداختم دور دست پسرم حلقه کردم. با هم رفتیم بیرون. دست تو دست هم…

…گاز اشک آور باعث شد من و پسرم توی اون شلوغی دستمون از همدیگه رها بشه…

…ناگهان دیدم سیل جمعیت از طرف پل بلوار، به سمت پایین سرازیر شدند. با شعار اینکه “می‌کشم، می‌کشم، آن که برادرم کشت.” من نگاه کردم دیدم که پسر من روی دست‌هاشون داره میاد…

لینک مصاحبه کامل

لینک کوتاه : https://mamlekate.net/?p=12810

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.